شيخ محمد جعفر امامى
94
لغات در تفسير نمونه ( فارسى )
ناراحتى اظهار مىدارد . « 1 » [ باسِقاتٍ : ] « وَ النَّخْلَ باسِقات » « باسِقاتٍ » جمع « باسقه » به معناى مرتفع و بلند است . « 2 » [ باطل : ] « أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ » « باطل » يعنى پندارها ، خيالها ، نيرنگها ، افسانههاى خرافى ، كارهاى بيهوده و بىهدف و هرگونه انحراف از قوانين حاكم بر عالم هستى . در اين كه منظور از « باطل » در سورهء « بقره » چيست ؟ تفسيرهاى مختلفى ذكر كردهاند : بعضى ، آن را به معناى اموالى كه از روى غصب و ظلم به دست مىآيد دانستهاند . بعضى اشاره به اموالى كه از طريق قمار و مانند آن فراهم مىگردد . و بعضى آن را اشاره به اموالى مىدانند كه از طريق سوگند دروغ ( و انواع پروندهسازىهاى دروغين به دست مىآيد ) . ولى ظاهر اين است مفهوم آيه عموميت دارد و همهء اين مسائل و غير اينها را شامل مىشود ؛ زيرا « باطل » كه به معناى زايل و از بين رونده است ، پس همه را در بر مىگيرد . و اگر در بعضى از روايات ، از امام باقر عليه السلام تفسير به « سوگند دروغ » ، و در روايتى از امام صادق عليه السلام تفسير به « قمار » شده است ، در واقع از قبيل بيان مصداقهاى روشن است . « 3 » [ باغٍ : ] « فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ » « باغٍ » يا « باغى » از مادّهء « بغى » به معناى طلب است ؛ و « عادٍ » يا « عادى » از مادّهء « عدو » به معناى تجاوز مىباشد ، و در سورهء « نحل » به معناى طلب لذت ، و يا حلال شمردن حرام الهى تفسير شده است . البته ، در رواياتى كه از طرق اهلبيت عليهم السلام به ما رسيده ، گاهى « باغى » به معناى « ظالم » و « عادى » بهمعناى « غاصب » تفسير شده ، حتى « باغى » به معناى كسى كه بر ضد امام ، قيام كند و « عادى » به معناى « دزد » آمده است . « 4 » [ بال : ] « وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ » « بال » به معانى مختلفى آمده است از جمله حال ، كار ، قلب ، وبهگفتهء « راغب » در « مفردات » به معناى « حالات پر اهميت » است . « 5 » [ بِالْحَقِّ : ] « بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ » تعبير « بِالْحَقِّ » اشاره به اين است كه آنچه در اينجا آمده ، خالى از هر گونه خرافات و
--> ( 1 ) . قيامة ، آيهء 24 ( ج 25 ، ص 308 ) ( 2 ) . ق ، آيهء 10 ( ج 22 ، ص 245 ) ( 3 ) . بقره ، آيهء 188 ( ج 2 ، ص 11 ) ؛ محمّد ، آيهء 3 ( ج 21 ، ص 413 ) ( 4 ) . انعام ، آيهء 145 ( ج 6 ، ص 27 ) ؛ نحل ، آيهء 115 ( ج 11 ، ص 477 ) ( 5 ) . محمّد ، آيهء 2 ( ج 21 ، ص 412 )